مصر در اين شكوفايي نقش مهمي داشت‌. نه‌تنها يك سلسله‌ٴ ترك بر آن كشور فرمان مي‌راند، بلكه در آن‌جا احتمالاً در آن زمان هم مانند بعدها، يك جمعيت بزرگ ترك وجود داشت‌. بايد به‌خاطر داشت كه نخستين دستور زبان تركي در قاهره تأليف شد (توسط ابوحيان ـ 1313). احمدي و حاجي پاشا در قاهره تحصيل كرده‌بودند و حاجي پاشا رئيس پزشكان بزرگ‌ترين‌ بيمارستان آن شهر شد. بهترين گواه براي تركي‌بودن دربار مماليك‌، عيني است كه يك كتاب فقه‌ حنفي را براي ((سلطان ططار)) (1421)، هم‌چنين تاريخي را كه خودش تأليف كرده‌بود براي‌ سلطان اشرف برسباي (1422 ـ 1436)، از مماليك مصر به تركي ترجمه كرد.
همين قدر در مورد غرب كافي‌است‌. تكلم به زبان تركي در بسياري از بخش‌هاي خاورميانه و آسياي مركزي ادامه‌يافت‌. احتمالاً تركي (البته تركي شرقي‌) زبان اصلي تيمور بود و در دربارش‌ بيشترين كاربرد را داشت‌. ابن عربشاه‌، كه همراه تيمور از دمشق به سمرقند برده شده‌بود، تركي‌ آموخت و بعدها توانست برخي كتاب‌هاي عربي را براي سلطان محمد اول به تركي ترجمه كند.
نخستين امپراتوران گوركاني هند به تركي سخن مي‌گفتند. خاطرات معروف سرسلسله‌ٴ آنان‌، يعني ظهيرالدين بابر (فرمان‌روايي‌اش 1526 ـ 1530)، به تركي شرقي (جغتايي‌) نوشته شده‌ است‌. تزوكات تيموري هم احتمالاً به تقليد از بابُرنامه به همان زبان تأليف و بعدها به فارسي‌ ترجمه شده‌است‌. تركي جغتايي حاوي تعداد زيادي واژه‌هاي فارسي و عربي است‌، به‌ويژه از زمان تيمور به بعد، چون ناچار به رقابت با آن زبان‌ها بود كه براي نيازهاي معنوي آمادگي‌ بيشتري پيدا كرده‌بودند. با اين‌كه بابر خاطراتش را به تركي نوشت‌، اشعارش به فارسي و عباداتش به عربي بود. اكبرشاه (فرمان‌روايي 1556 ـ 1605) ــ كه پادشاهي‌اش تقريباً هم‌زمان با ملكه اليزابت (1558 ـ 1603) بود ــ نخست به تركي سخن مي‌گفت‌، سپس به فارسي و با گذشت زمان‌، فارسي و اردو جانشين زبان مادري او شد. در ضمن نامي كه [ در غرب ] به اين‌ فرمان‌روايان داده شده‌، يعني مغول بسيار گمراه كننده است‌، زيرا آنان داراي تبار ترك بودند و نه‌ مغول‌.
سرانجام بايد خاطرنشان شد كه زبان دربار ايران در آغاز سلسله‌ٴ صفوي (1502 به بعد) تركي‌ بود، نه فارسي‌، زيرا آن سلسله درواقع داراي تبار ترك بود.1


1. در عين حال در همان زمان‌، زبان دربار عثمانيان‌، گوركانيان هند و امراي آسياي ميانه فارسي بود. ثانياً تبار شاهان صفوي به صفي‌الدين اردبيلي مي‌رسد كه‌ اصلاً شيرازي بود [ هرچند مشهور اين است كه وي در اردبيل به‌دنيا آمد، و بعدها به شيراز و فارس و سپس به گيلان سفر كرد؛ و برخي نيز معتقدند جّد هفتم‌ شيخ صفي‌الدين‌، به‌نام فيروز شاه زرين كلاه در حدود 569 ه' ق از بلاد كرد به آذربايجان آمده و اصلاً كرد بوده است‌. در هر حال‌، خود سلاطين صفوي نسب‌ خود را ظاهراً با نسب‌نامه‌اي مجعول‌، به امام موسي كاظم مي‌رساندند. ــ و]. امّا خاندان صفوي در ميان مردم ترك‌زبان آذربايجان برآمدند و هواداران و سپاهيانشان هم بيشتر از ميان آنان بود. ــ م‌.